گفتم حتی وقتی دارم درس می‌خوانم یا کار می‌کنم، وقتی می‌نویسم یا ترجمه می‌کنم هم صفحه موبایلم را خاموش نمی‌کنم. روشن میگذارمش کنار ِ دستم. توی میدان دیدم. جایی که بتوانم ببینم هنوز هستند. آن فرم‌ها و شکل‌های عجیبی که از آدم‌ها توی موبایل‌هایمان نگه می‌داریم. روح ِ نصفه و نیمه‌ای که از دوستی‌ها و روابطمان آن داخل هست، با همه نصفه و نیمه بودنش نگهم می‌دارد. دستم را می‌گیرد و کمی، فقط کمی از تنهایی واقعی‌ام را پاک می‌کند...