من فکر میکنم وقتی میگویند "نمیدونم چرا گریه میکنم؟" دارند مزخرف میگویند. فکر میکنم خودم هم چندباری که این حرف را زدم بی شک مزخرف گفتهام. ما میدانیم چرا گریه میکنیم، دقیقا میدانیم چرا. فقط کلاس کار را حفظ میکنیم و نمیگوییم، اصلا شاید از اول ندانیم ولی وسط گریه یادمان میآید چرا داریم گریه میکنیم و از آن به بعد بیشتر اشک میریزیم.
آدمی که ناگهان در کارگاه پروتز دستش را با مته میبرد و زار زار گریه میکند، به خاطر زخم ِ مته گریه نمیکند، زخم مته که گریه ندارد، دلش پر شده، جا ندارد. مته خورده به قلبش و پق! ترکیده.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۵ ساعت توسط روژان سرّی